زبان شناسي حقوقي: رويكردي نوين در زبان شناسي كاربردي
پيدايش و تكوين و نشر رويكردهاي نوين در حوزههاي مختلف علمي در وهله نخست وظيفه و حاصل تلاش صاحبنظران هر رشته علمي است. در اين تلاش برخي از انديشمندان در پيدايش و برخي ديگر در تكوين و نشر آن نقش ايفا ميكنند. آنچه در اين زايش و بالش رويكردهاي نوين حائز اهميت است، عبارت از اين است كه اين جوانههاي نوين علمي در مرحله زايش راكد نمانند بلكه هر روز با يافتههاي نظري اساس آن مستحكمتر شود و با معرفي به ساير نقاط عالم و گسترش آن، مجامع بيشتري به لحاظ كاربردي از آن بهرهمند گردند. در اين راستا زبانشناسي حقوقي (قانوني) يكي از اين رويكردهاي نوين در حوزه علمي زبانشناسي و حقوق است كه در مجامع علمي حقوق و زبانشناسي ايران ناشناخته مانده است. مقاله حاضر در چارچوب روش تحليلي ـ توصيفي درصدد است زبانشناسي حقوقي (قانوني) را به محافل زبانشناسي و حقوقي و سپس به جامعه علمي رشتههاي مرتبط معرفي نمايد.
مباحث زبانشناختی