زبان شناسي حقوقي: رويكردي نوين در زبان شناسي كاربردي
مفاهيم نظري
اصطلاح زبانشناسي حقوقي (قانوني) از تركيب دو كلمه صفت (Forensic) و اسم (Linguistics) ميباشد. شايد عناوين ديگري همچون «زبانشناسي محكمهاي»، «زبانشناسي قضايي»، «زبانشناسي قانوني»، «زبانشناسي حقوقي» با اين اصطلاح همخواني و مناسبت داشته باشند. اما از آنجايي كه از سالهاي گذشته “Forensic“ با معادل «قانون» در ساخت اصطلاحات مشابه به كار رفته و امروزه در زبان فارسي پذيرفته شدهاند، در نگاه اول به نظر ميرسد كه معادل «زبانشناسي قانوني» مناسب باشد اما با توجه به اين نكته كه معادل «زبانشناسي قانوني» معناي كاربرد يافتههاي زبانشناسي را در مسائل قضايي به ذهن شنونده متبادر نميسازد و از طرف ديگر، رشتههاي حقوق و زبانشناسي به عنوان دو رشته علمي دانشگاهي براي همگان شناخته شدهاند در حالي كه «قانون» به عنوان يك رشته علمي شناخته شده نيست، بهتر است معادل «زبانشناسي حقوقي» را برگزينيم. در تعريف “Forensic Linguistics“ به عنوان يك رويكرد جديد ميتوان گفت، همانطور كه «پزشكي قانوني» علمي است كه ناظر بر اعمال كليه شاخههاي علوم پزشكي بر اهداف مربوط به «قانون» ميباشد و يا «آسيبشناسي قانوني» شاخهاي از پزشكي است كه كارش مربوط است به بيماريها و اختلالات بدن از ديدگاه اصول و موارد قانوني و حقوقي و يا «روانپزشكي قانوني» رشتهاي از پزشكي است كه كارش رسيدگي به اختلالات روحي و فكري از ديدگاه اصول و موارد قانوني و حقوقي ميباشد (آقايي، 1378، ص 581) به روش قياس، زبانشناسي حقوقي علمي است كه ناظر بر عملكرد كليه شاخههاي زبانشناسي از قبيل آواشناسي در تشخيص هويت ، فنون نگارش متون حقوقي ، معني شناسي، تجزيه و تحليل كلام و متن، در اهداف مرتبط با قانون در محاكم قضايي است. حوزهی عملكرد تحقيقات زبانشناسي حقوقي (قانوني) از يك طرف دانش زبانشناختي و از طرف ديگر نيازهاي مجامع قانوني و حقوقي همچون دادگاهها ميباشد (گروت، 2003(.
رويكردهايي مانند زبانشناسي حقوقي
(قانوني)، پزشكي قانوني، روانشناسي قانوني، آسيبشناسي قانوني و شيمي
قانوني با هم شاخه «علوم قانوني» را در محافل علمي و قضايي غرب به وجود
آورده است.
ميرون در معرفي
تحليل زبانشناختي حقوقي معتقد است كه تحليل زبانشناختي حقوقي فرايندي
است از تطبيق تشابهات سبكي در اسناد حقوقي مختلف با يكديگر و سپس ارزشگذاري
وجوه تشابه براساس تمايزات و بسامد مصداقها. او ميگويد، البته چنين تحليلي
حتماً تضمين كننده تشخيص هويت نويسنده سند مخدوش، بينام و يا با نام جعلي
يا مستعار نميباشد، از نظر او نتايج تحليل زبانشناختي ميتواند با ارائه ادّله
در تعيين و اثبات نويسندهی سند نقش بارزي ايفا نمايد اما نميتواند ديگر
نويسندگان احتمالي را كه ميتوانستهاند در جعل سند دست داشته باشند، تبرئه
نمايد. (تيرسما و سولان، 2003، ص 229).
پرفسور دونالد فوستر استاد دانشكده واسر
كه يكي از چهرههاي علمي سرشناس در به كارگيري تجزيه و تحليل سبكي براي
تشخيص اسناد هم در متون ادبي و هم متون حقوقي است معتقد است كه بين
زبانشناسي و حقوق رابطه تنگاتنگي وجود دارد كه يكي از اين حلقههاي
ارتباط سبكشناسي حقوقي (قانوني) ميتواند باشد كه نياز به آن در دادگاهها
كاملاً مشهود است. (فوستر، 2000، ص 17ـ16)
زبانشناسي حقوقي
شاخهاي ميانرشتهاي از زبانشناسي و حقوق است كه در ده سال اخير بخصوص
از سال 1997 در محافل زبانشناسي و حقوقي آمريكا و اروپا نضج گرفته و از آن
زمان هر روز از زبان شناسان در ارائه اسناد و شهادت در دادگاهها و ارائهی
نظر كارشناسي بر روي پروندههاي محاكم قضايي جهت كشف حقايق و قضاوت دقيقتر
بهره ميجويند و اين همكاري روز به روز رو به گسترش ميباشد (تييرسما و
سولان، 2003، ص 221).
اگرچه دست اندركاران امر قضاوت نخست با حضور زبانشناسي در محاكم قضايي در كشف حقايق چندان خرسند نبودند و در واقع اين كار را نوعي تهديد شغلي براي خود حس ميكردند امّا به زودي دريافتند كه نظر كارشناسي متخصصان زبانشناسي در تشخيص موضوعات مورد مناقشه نقش مهمي ايفا مينمايند (همان، ص 238). با استفاده از نظر متخصصان زبانشناسي، در واقع دادگاههاي آمريكا ماده قانوني 702 را كه در سال 1975 به تصويب رسيده بود، در مورد استفاده از زبانشناسي به مرحله اجرا درآوردند. براساس اين ماده استفاده از نظر كارشناسان و متخصصان مرتبط با موضوع پرونده به طور عام نهتنها در دادگاهها مجاز بلكه لازم شمرده شد. اين قانون «نظر علمي متخصصان» را جايگزين «پذيرش عمومي يا اجماع نظر غيرمتخصص» (قانون فراي كه در سال 1923 به تصويب رسيد و همچنان ملاك صدور رأي بود) نمود (همان، ص 224)
پيشينة تحقيق
زبانشناسي حقوقي در آمريكا و اروپا محدود به كاربرد يافتههاي زبانشناسان در دادگاهها و محافل قضايي نشده بلكه جهت تعميق و گسترش اين دو حوزه از علم تحقيقات وسيعي صورت گرفته است كه به برخي از آنها به عنوان شاهد در قالب سه نوع فعاليت پژوهشي اشاره ميگردد:
الف: تأليف كتب، تعريف سرفصل دروس، چاپ مقالات و پاياننامههاي دانشگاهي، از قبيل:
ـدروس:
درس «زبان براي
حقوق و عدالت»، شمارهی درس (024) به مدت 59 ساعت در دانشگاه فلمينگ
درس «زبانشناسي
حقوقي» در مقطع تحصيلي كارشناسي رشته حقوق و زبانشناسي در دانشگاه
بيرمنگام
ـمقالات:
«تلويح در زبان
حقوق»، توسط پ. اينگرام در مجلهی بينالمللي نشانهشناسي و حقوق. «گفتمان
قضايي» در مجله آواشناسي و زبانشناسي شماره (48). «فرهنگ لغتهاي مفهومي
براي ترجمه در رشته حقوق» در مجله بينالمللي واژهنگاري. «تحقيق در آئين
نگارش متون حقوقي» توسط، پي. سي، كالينو آر. جي. ماركت. «دو نوع گفتمان
(تحليل كلام) حقوقي: تعدي در ديدگاههاي آمريكايي و كتب مرتبط» توسط دي.
وارگاس. «رويكردي به مطالعات زبانشناختي اسناد حقوقي» ارائه شده در
سمينار آكسفورد توسط جي. ام. اسوالس وجي، وي، بهاشيا.
ـ كتاب و پاياننامه:
«برخي از ويژگيهاي زبانشناختي و گفتمان متون حقوقي تجاري»
پايان نامه كارشناسي ارشد، دانشگاه اكستون، توسط دبليو. يو دي. و يك ارما«استعاره
در حقوق آمريكايي و تحليل كلام حقوقي» از برنارد، جي، هيبيتس، دانشگاه
پيتزبورگ، دانشكده حقوق.«اجزاء تشكيل دهندة سبك حقوقي» از بريان،
گاورنا.
«گرامر براي وكلا»،
توسط مايكل ميهان و گراهام تولوچ«زبان و حقوق انگليسي»، توسط اف. راسل
و لاكي«برنامه ريزي درسي در زبان انگليسي براي اهداف حقوقي»،توسط پت
هاوي.
ب. كنفرانسهاي
زبانشناسي حقوقي (زبانشناسي و حقوق) علاوه بر تأليف كتب و چاپ مقالات
متعددي در چند سال اخير در شاخه زبانشناسي حقوقي كه در بخش (الف) به
برخي از آنها اشاره شد، برگزاري ده كنفرانس علمي ـ تخصصي در كشورهاي مختلف
از جمله: فنلاند، استراليا، انگلستان، هندوستان، دلالت بر اهميت موضوع دارد.
اين كنفرانسها غالباً حول موضوعات ذيل به كنكاش و تحقيق ميپردازند كه
يافتههاي آنان ميتواند افق نويني در پيش روي زبانشناسي، حقوقدانان اعم
از وكلا و قضات بگشايد.
ششمين كنفرانس بينالمللي «زبان و حقوق» توسط سازمان بينالمللي زبانشناسي حقوقي، سيدني، استراليا، نهم تا يازدهم جولاي 2003.
كنفرانس بينالمللي پيرامون: «زبان و حقوق و زندگي» توسط سازمان زبانشناسي نقشگراي سيستميك، در دانشگاه لاك نو هندوستان از پانزدهم تا هفدهم دسامبر 2003 به همراه برگزاري كارگاههاي پيرامون زبانشناسي و حقوق به شرح زير:
*زبانشناسي
حقوقي
* جرايم زبان : شهادت كذب ، سوگند دروغ، توطئه چيني ،
بهتان و هتاكي
* تخطي و تجاوز به حقوق انحصاري چاپ و تكثير آثار ديگران
* آموزش زبان حقوق
* زبان حقوقي و فرايند ساده سازي
* ترجمه متون حقوق و تفسير
* تعامل قضايي در دادگاهها با پليس (بررسي زبانشناختي
گفتگوها و مدارك)
* كاستيهاي زبان در برابر حقوق.
ـ كنفرانس زبانشناسي
حقوقي توسط گروه آموزشي زبانشناسي (آواشناسي) در دانشگاه هلسينكي، فنلاند
از بيست و نهم و الي سي و يكم جولاي (2004)
ـ دومين كنفرانس
زبانشناسي حقوقي كه توسط دانشگاه نيوانگلند از نهم تا دوازدهم جولاي 1995
برگزار شد.
ج. انتشار مجله
تخصصي و تأسيس انجمن زبانشناسي حقوقي
مجله تخصصي زبانشناسي
حقوقي (قانوني) كه در سال 1995 انتشار يافت تاكنون ده دوره آن در قالب
بيست شماره منتشر گرديده. اين مجله كه حاوي مقالات علمي زبانشناسان و
حقوقدانان است در سوم جولاي 2003 ميلادي عنوان آن به مجله بينالمللي
گفتار، زبان و حقوق (رويكرد) زبانشناسي حقوقي (قانوني) تغيير يافت، در
دانشگاه بيرمنگام انگلستان چاپ و منتشر ميشود. سردبيران مجله فوق: مالكم
كولت هارد، ژانت كاتريل، پال فولكس و پيتر فرنچ از گروه زبانشناسي و حقوق
ميباشند. در اين مدت انجمن بينالمللي آواشناسي حقوقي (قانوني) نيز تأسيس
گرديد.
برخي از مقالات
موجود در شمارههاي مجله فوق به شرح زير ميباشد:
* مشكل تشخيص هويت
* گويشور چند صدايي
* ابزار جديد جهت قابل رؤيت نمودن ويژگيهاي مغناطيسي در
نوارهاي ويدئويي
* مسائلي پيرامون اسناد دستنويس: عوامل مؤثر در تشخيص اعتبار
دستنوشتهها بعنوان سند در پروندههاي قضايي و دادگاهها
* ساختار زبانشناختي دستنوشتههاي قانوني و حقوقي و مقايسه
امضاءها
* زبان به مثابه مدرك، زبانشناس به مثابه شاهد در دادگاههاي
آمريكاي شمالي
* زبانشناسي حقوقي در استراليا
* كاربرد مجموعه قوانين در تجزيه و تحليل متون حقوقي
پيترتي يرسما از
دانشكده حقوق لويالا و لارنس سولان از دانشكده حقوق بركلي (2003، ص 221)
در مقاله «زبانشناس در جايگاه شاهد» مبحثي در زبانشناسي قانوني در آمريكا
و لارنس سولان در مقالات «متخصصان زبانشناسي به مثابه راهنمايان سيار
معناشناسي» (1998) و «آيا سيستم قضايي ميتواند از متخصصان امر معنا استفاده
نمايد» (1999)، «زبان و قضاوت» (1993)، و راجرشاي (1993، 1998، 2002) از دانشگاه
جرج تاون آمريكا، جويس لويي (1993، 1994)، اي. كارول چاسكي (2001)، ژانت
كاتريل (2002)، پيتر كولي كاور (1997)، ال. ديويد فايگمن و همكاران (1997)
ادوارد فاين من (1990)، دان فورستر (2000)، جان گيبونز (1994) و جرالد مك
منامن (1993، 2000) جملگي با استناد به مباني زبانشناسي نظري و كاربردشناسي
و هزاران پرونده حقوقي مطرح شده در محاكم قضايي آمريكا و اروپا اذعان
دارند كه رابطه نزديكي بين رشته زبانشناسي و رشته حقوق وجود دارد و اين
رابطه علاوه بر موضوعاتي كه در بخش (ب) و (ج) اين مقاله برخي از آنها
اشاره گرديد، در موضوعات زير در دادگاهها با ارائه شواهد زبانشناختي گرهگشايي
قضات در امر قضاوت و كشف حقايق بودهاند:
1. مسائل زبانشناسي مرتبط با شكايات و مناقشات پيرامون
سوءاستفاده از علائم تجاري كالاها
2. گويششناسي: در ارتباط با مشكلات گويشي متهمين و مشكل
استنباط در تشخيص گويش و لهجه تهديدكننده بمبگذار يا آدمرباها كه از نوار
ضبط شده ميتوانند در خصوص هويت و مليت متهمين اطلاعات با ارزشي ارائه
نمايد.
3. معاني و تفسير متن قراردادها، مصوبات و مقررات بر مبناي
ويژگيهاي تجزيه و تحليل زبانشناسي متن
4. قابل فهم نمودن دستورالعملها و نقطه نظرات هيأت منصفه
5. معاني ديگر زبانها در مقابل معاني زبان انگليسي معيار
آمريكايي
6. مناقشه پيرامون تأليف و تشخيص اسناد مكتوب مخدوش و تشخيص
نويسنده آنها
7. قابليت خواندن و فهم متن (مشكل استنباط قضات)
8. تجزيه و تحليل كلام (گفتمان) به كارگيري اصول منظورشناسي
(كاربردشناسي) ، از قبيل: استلزام ، پيشفرضها و تلويح (استيل ول، 1999 صص
25 ـ 9) در فرايند بازجويي از متهمين و يا گفت و شنود در دادگاهها
9. آواشناسي و مشكل هويت و شناسايي گوينده
در اين قسمت به
بحث پيرامون يكي از موضوعات فوق يعني «مسائل زبانشناسي مرتبط با شكايات
و مناقشات پيرامون سوءاستفاده از علائم تجاري» كالا ميپردازيم:
دادهها و تحليل
متخصصان زبانشناسي،
بخصوص آواشناسان در سير مراحل قانوني پروندههاي حقوق علائم تجاري كالاها
فعاليت دارند. مشكلات و شكاياتي در محاكم قضايي مطرح ميشود كه طي آن
برخي از شركتهاي توليدي و تجاري، علائم تجاري كالاهاي خود را خواه به
نام اشخاص و خواه شركتهاي معتبر انتخاب ميكنند كه با عناوين كالاهاي
موجود در بازار كه در بين مصرفكنندگان داراي حسن شهرت هستند تشابهات زبانشناختي
بخصوص تشابهات آواشناختي بسيار زيادي دارند مانند عناوين تجاري كالاهاي زير
كه بسيار به لحاظ آوايي شبيه هستند و در بازار آمريكا و اروپا مسأله ايجاد
نمودهاند برخي از آنها به عنوان دادههاي تحقيق، عبارتند از:
Avitaدر مقابل Aveda
McSleepدر مقابل McDonald
ExBierدر مقابل Beck’s Beer
Comsetدر مقابل Comsat
Dyprinدر مقابلDiaparene
Bonamineدر مقابل Dramamine
Listogenدر مقابل Listerine
Latouraineدر مقابل
Lorraine
Snarnoffدر مقابلSimirnoff
مسأله فوق مختص آمريكا و اروپا نبوده بلكه بازار مصرفكنندگان و توليدكنندگان ساير كشورها نيز با اينگونه مشكلات مواجه ميباشند. به عناوين كالاها و شركتهاي زير توجه و آنها را با يكديگر مقايسه نماييد. اين عناوين در بازار تجارت ايران و ساير كشورهاي منطقه در بين فروشنده و خريدار جزء از يكسو و در ميان شركتهاي توليدكننده كالا و خريداران عمده از سوي ديگر ايجاد اشكال نموده است كه برخي از آنها به شرح زير ميباشند:
عنوان كالا
ساعت سيتيزن Citizen) محصول اصلي) در مقابل سيتيزم (Citizem)
سيكو SEIKO) محصول اصلي) در مقابل سيكو (SIEKO)
مولينكسSoulinex) محصول اصلي) در مقابل مونيلكس (Monilex)
ناسيونال National) محصول اصلي) در مقابل ناسيونال (Noutiunl)
محصولات ظروف آركوپالArcopal) محصول اصلي) در مقابل آرگوپال (Argopal)
لوازم صوتي و…پاناسونيك (Panasonic) در مقابل پانافون (Panaphon)
محصولات ظروف كريستال آركرك (Arcoroc) در مقابل لركروك (Lorcoroc)
ايزوگام در مقابل ايزوفام
احقاق حق صاحبان علائم و عناوين كالاهاي تجاري در محاكم تجاري و در محاكم قضايي نياز شديد به مدرك و شاهد تخصصي دارد، چرا كه اينگونه عناوين بسيار نزديك به يكديگر ميباشند و همين تشابهات سبب گمراه شدن و سردرگمي خريداران كالاها ميشود. در نتيجه ضرر و زيان آنها را در بسياري از موارد به دنبال دارد و شركتهاي توليدكننده كالاهاي اصل نيز متضرر خواهند شد.
وقتي كه اينگونه مسايل جدي در سطح گسترده جهان در زندگي روزمره مردم و شركتهاي توليدكننده مطرح هستند، جاي تعجب نيست كه دادگاهها بدون هيچگونه ترديدي جهت احقاق حقوق تضييع شده حضور زبانشناسان را در كنار خود لازم و ضروري بدانند.
جهت حل مسائلي از اين نوع، آواشناسان
و واجشناسان ميتوانند راهگشا باشند. يكي از زمينههاي مطالعات زبانشناسان
تحقيقات آواشناسي و معناشناسي است. آواشناسي شاخهاي از علم زبانشناسي
است كه به بررسي ويژگيهاي صوتي گفتار ميپردازد كه در درون خود به چهار
نوع تقسيم ميشود: به آن نوع از آواشناسي كه به چگونگي توليد آواهاي
گفتاري ميپردازد آواشناسي توليدي، و به آن نوع از آواشناسي كه به ويژگيهاي
فيزيكي امواج صوتي ميپردازد آواشناسي آكوستيك ميگويند. آواشناسي شنيداري
آن شاخه از آواشناسي است كه به چگونگي دريافت امواج صوتي بوسيله گوش و
سپس پردازش و دريافت آن ميپردازد و اخيراً با توجه به اهميت كاربردي
آواشناسي در علم حقوق شاخه جديدي از آواشناسي تحت عنوان آواشناسي قانوني
يا حقوقي تعريف شده است كه مسايل و موارد مرتبط با حقوق در خصوص تشخيص
هويت گوينده و تجزيه و تحليل مدارك و مستندات ضبط شده در نوارهاي صوتي
ميپردازد. هر يك از شاخههاي فوق به نحوي مرتبط با مشكلات مطرح شده در
پروندههاي قضايي ميباشند. به عنوان نمونه به تحليل دو نمونه از دادههاي
فوق ميپردازيم: شركت توليدي معتبري با عنوان
“Aveda“ در بازار
جهاني بخصوص آمريكا و اروپا فعاليت دارد، شركت توليدي ديگري همان نوع كالا
را با عنواني نزديك به عنوان شركت اولي با واژه “Avita“ براي كالاي خود برميگزيند و به بازار عرضه ميكند. شركت
اولي جهت احقاق حق خود به دادگاه شكايت و ادعاي خسارت ميكند مبني بر
اينكه شركت “Avita“ عامل اين ضرر و زيان بوده است.
در اين مسأله
زبانشناس همكار قاضي در كشف حقيقت به بررسي ويژگيهاي زبانشناختي به
لحاظ آواشناسي و ساختواژة اين دو عنوان ميپردازد. آواهاي [t] و [d] به لحاظ
محل توليد در آواشناسي توليدي شبيه هم هستند يعني نوك زبان به پشت لثه
ميچسبد يعني داراي ويژگي «لثوي» است و از لحاظ شيوه توليد، براي مدت يك
لحظه در جريان هواي تنفس انسداد ايجاد ميشود و آنگاه با يك انفجار انسداد
ايجاد شده باز ميشود و تارهاي صوتي در اين نمونه مورد نظر براي توليد [t] و [d] داراي حالت
بين واكهاي است اگرچه [t] بي واك و [d] واكدار ميباشد. لذا دو عنوان مورد بحث
عليرغم تفاوت در نوشتار ولي شبيه هم توليد و تلفظ و دريافت ميشوند در واقع
از لحاظ علم زبانشناسي اين دو كلمه تقريباً همآوا هستند. همآوايي يكي از
روابط واژگاني مورد بحث در حوزه معناشناسي است (يول، 1996، ص 118). هرگاه
دو يا بيشتر از دو واژه كه داراي صورت نوشتاري متفاوت اما به لحاظ آوايي
شبيه هم تلفظ يا بيان شوند، همآوا ناميده ميشوند (همان، ص 121). لذا
براساس استدلال زبانشناسانه، دادگاه به نفع شركت اولي يعني “Aveda“ رأي داده و طي حكمي شركت دومي “Avita“ را مجبور به تغيير عنوان و پرداخت غرامت محكوم نمود. مورد
فوق موضوع شكايت شماره 1419 از فايل 706 دادگاه فدرال تحت عنوان پرونده
شركت “Aveda“ بر عليه شركت “Avita” بوده است.
نمونه ديگري از اين نوع، شكايتي است
كه شركت مكدونالد (McDonald) از شركت مهمانپذيرها (هتلهاي) ارزان
قيمت در مسير جادههاي بين شهري با عنوان
“McSleep“ تسليم
دادگاه نموده بود.
زبانشناس تكواژ /Mc/ را در
ساختواژه زبان انگليسي به عنوان پيشوند عام معرفي نمود كه در ساختن اسم
به كار ميرود ولي در نهايت قاضي بعد از استماع سخنان زبانشناس به نفع
شركت مكدونالد رأي صادر نمود. در معناشناسي و روابط معنايي موجود در بين
واژهها، فرايند همآوايي يكي از فرايندهاي ابهامآفرين در زبان است. البته
از لحاظ نشانهشناسي، فردينان دوسوسور علت وجود چنين ابهامي را ناشي از
سيستم زباني دال و مدلولي ميداند، چرا كه نزد او زبان دستگاهي از نشانهها
است كه هر نشانه آن از دو جزء دال و مدلول تشكيل شده است. منظور از «دال»
همان صورت يا قالب عناصر زباني و منظور از «مدلول» ما به ازاء صورت است و
عناصر زباني بين دال و مدلول رابطه برقرار ميكنند و بدين سبب رشته آوايي
داراي معني ميشود. هر عنصري در دستگاه زبان داراي ارزش خاص است و زبان
به لحاظ ارزشي، دستگاهي از ارزشها است، و همچون بازي شطرنج كه در آن هر
مهره اسب يا فيل و… ارزش خاصخود را دارند و نميتوانند به جاي يكديگر بازي كنند
و يا به جاي يكديگر به كار روند، بلكه تابع مقررات حاكم بر بازي ميباشند،
از اينكه مهرهها از چه جنسي باشند مهم نيست. آنچه مهم است نقش و ارزشي
است كه از قبل براي هر يك از مهرهها در سيستم شطرنج تعريف شده است.
سوسور معتقد است كه زبان نيز چنين دستگاهي است. به عنوان نمونه دو عنوان
«ايزوگام» و «ايزوفام» و يا دو واژه «دار» و «بار» كه در نزد زبانشناسان جفتهاي
كمينه ناميده ميشوند، آنچه كه سبب ميشود كه فارسي زبانان اين چهار واژه
را متمايز از يكديگر و هر جفت را با دو معناي متفاوت تفسير نمايند، حضور دو واج
/گ/ و /ف/ در جفت واژه اول و /د/ و /ب/ در جفت واژه دوم است، اگر چنانچه
دو واج /د/ و /ب/ در دو واژه «دار» و «بار» را از نظر شاخصهاي محل توليد،
روش توليد و واكداري و بيواكي مورد بررسي قرار دهيم خواهيم يافت كه تنها
در يك ويژگي آن هم ويژگي محل توليد با هم متمايزند. اما اگر در اين دو
كلمه واجها مميز معنا از لحاظ ويژگيهاي صوتي آن چنان با هم نزديك شوند
يعني مشابه يكديگر گردند، در اين صورت اگر بر يك مصداق در خارج دلالت
نمايند ابهامي در معنا به وجود نخواهد آمد و در واقع يك واژه ميباشند. ليكن
چنانچه به دو مصداق در جهان خارج دلالت نمايند ابهام معنايي ايجاد مينمايند
كه در اين صورت سبب سردرگمي شنونده و يا دريافتكننده خواهد شد. سودجويان
در امر توليد، تجارت و خدمات عنوان كالاهاي توليدي خود را كه مورد نياز مردم
است با انتخاب عناويني مشابه از لحاظ آوايي، و مبهم تلاش مينمايند كه با
سوءاستفاده از عناوين شركتهاي معتبر و سردرگمي مشتريان در ميان الفاظ و
عناوين به سود كلان دست يازند كه در واقع به لحاظ حقوقي يك نوع غش در
معامله محسوب ميشود.
نتيجه
اگرچه قضات و
هيأتهاي منصفه بخصوص در آمريكا ابتدا حضور زبانشناسان و گزارشات و شهادت
تفاسير آنها در دادگاهها را تهديدي بر عليه خود ميپنداشتند اما به زودي
دريافتند كه مهارتهاي زبانشناسان در تحليل گفتمان و منظورشناسي در جهت
دست يافتن و استنباط صحيح از قصد و منظور گوينده، و در تجزيه و تحليل متن
قوانين، مصوبات و يا قراردادها و مستندات ارائه شده توسط طرفين دعوا در
محكمه و استفاده از زبانشناسان در تشخيص صدا در اسناد شفاهي و خط در اسناد
مكتوب بسيار مفيد و راهگشا است. لذا اين مقولات كه در چارچوب رويكرد زبانشناسي
حقوقي مطرح ميشوند، بيانگر رابطه نزديك دو رشته زبانشناسي و حقوق است كه
امروزه با استقبال هرچه بيشتر محاكم قضايي آمريكا و اروپا روبرو شده است.
لذا نگارنده به صاحبنظران رشته حقوق و زبانشناسي در ايران توصيه مينمايد
كه ضمن تلاش در جهت شناخت صحيح اين رويكرد نوين براي استفاده از يافتهها
و تخصص زبانشناسان در محاكم قضايي ايران جهت كشف حقايق تحقيق نموده و
سازكار عملي ارائه نمايند.
كتابنامه
1. Chaski, Carole E., (2001) Empirical evaluation.
Columbia Law Review 79:1306 – 73
2.Cotterill, Janet, (2002) Language in the legal
process. Hampshire, UK
3. Culicover, Peter, (1991) principles and
parameters: An introduction to syntactic theory. Oxford University Press.
4. Dagmar Boss and et al. (2003) A new tool for the
visualization of magnetic features on audiotapes, In the International journal
of speech, Language and law: forensic linguistics (IJSLL:FL) Vol. 10, No: 2,
Birmangham University Press.
5. Faigman, David L. and et al. (1997) Modern
scientific evidence, vol. 20 St. Paul, MN: west Publishing Company.
6. Fraser, Helen, (2003) Issues in transcription:
Factors affecting the reliability of transcirptions as evidence in legal in
legal cases. , in: IJSLL : FL, Vol: 10, No: 1, Birmangham, University Press.
7. Foster, Don, (2000), Author Unknown: On the
trail of Anonymous. New York: Henry Holt. Cornell Law Review No. 85:627-55
8. Gibbons, John (ed.). 1994. Language and the law.
London: Longman.
9. Groot Gerard, Rene (2003) Language and Law, The
Netherlands, Maastricht University Press.
10. Levi Judith N. (1993). Evaluating Jury
comprehension of illinois capital sentencing instrutions. Ammerican speech No:
1.1-26
11. ———-, (1994) Language as evidence: the Linguist
as expert witness in north America courts. Forensic Linguistics No: 1.1-26
12. Mcmenamin, Gerald R. (1993) Forensic
stylistics. Amsterdam: Elsevier.
13. ————-, and et al, (2000) Tow independent
studies of the same questioned authorship case. Paper presented at Georgetown
University Round Table on language and linguistics.
14. Shuy, Roger W. (1993) language crimes: the use
and abuse of language evidence in the courtroom. Cambridge, MA: Blackwell.
15. ————-, (1998) the language of confession,
interrogation and deception. Thousand oaks, CA: Sage.
16. ————-, (2002) Linguistic battle in trademark,
disputes. Macmillan.
17. Solan, Lawrence M., (1998) Linguistic experts
as semantic tour guides. Forensic Linguistics, No: 5,87-106.
18. ————-, (1999) Can the legal system use experts
in meaning? Tenessee law Review No: 66. 1161-99.
19. Stilwell, J.P., (1999) Pregmatics, London,
Routledge.
20. Tirsma, Peter and Lawrence M. Solan, (2003) The
linguist on the witness stand : forensic linguistics in American courts Vol,
78, No: 2.221-239.
21. Yule George (1996) The study of language (2 nd
.ed), UK. Cambridge University Press.
22. آقايي، بهمن (1378)، فرهنگ حقوقي بهمن (ترجمه و تأليف)،
گنج دانش، تهران.
----------
منبع: مجله بخارا
(دکتر فردوس آقاگلزاده)
مباحث زبانشناختی